
کاش که یه روز با هم دیگه سوار قایق می شدیم
دور از نگاه آدما هر دومون عاشق می شدیم
کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت
کاش گلای سرخ دلمون بوی دریا می گرفت
کاش تو هوای عاشقی لیلی و مجنون می شدیم
باد که تو دریا می وزید ما هم پریشون می شدیم
کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال می گرفت
برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر می زدیم
به شهر بی ستاره ها به آرومی سر می زدیم
می شد امانت فرشته هارو می دادیم
چشمامونو می بستیم و به یاد هم می افتادیم
ای که بی توخودمو
تک و تنهامی بینم
هرجاکه پامی زارم
تورواونجامی بینم
یادمه چشمای تو
پردردوغصه بود
قصه غربت تو
قدصدتاقصه بود
یادتوهرجاکه هستم بامنه
داره عمرمنوآتیش میزنه
توبرام خورشیدبودی
توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو
دستای توپاک می کرد
حالااون دستاکجاس
اون دوتادستای خوب
چرابی صداشده
لب قصه های خوب
من که باورندارم
اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا
پشت یک پنجره مرد
آسمون سنگی شده
خداانگارخوابیده
انگارازاون بالاها
گریه هاموندیده
یادتوهرجاکه هستم بامنه
داره عمرمنوآتیش می زنه
خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پرپرنشده
دل آسمون سبکترنشده
مه سرد روتن پنجره ها
مث بغض توی سینه منه
ابرچشمام پراشک ای خدا
وقتش دوباره بارون بزنه
******************
خیلی وقته که دلم برای توتنگ شده
قلبم ازدوری توبدجوری دلتنگ شده
بعد توهیچ چیزی دوس داشتنی نیست
کوه غصه ازدلم رفتنی نیست
حرف عشق تورومن با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیست
خیلی وقته که دلم برای توتنگ شده
قلبم ازدوری توبدجوری دلتنگ شده
توی گلدون روی تاقچه اون گلای یادگاری
یاد خنده های نازت یاد روزای بهاری
اما نیستی که ببینی این دلم بی تو چه خسته اس
دل من زندون درده بی تو غمگین و شکسته اس
شب و گریه های خاموش شب و آسمون و مهتاب
تو دیگه نیستی کنارم هک شده جات توی این قاب
سفرام بدون تو با خوشی همراه نبوده
بی تو غم شعرای تنهایی من رو سروده
سفرا دستای تنها رو به هم می رسونند
سفرا بدون یار قلب و دلو می سوزونند
غم رفتن از دیار تو برام باعث بی طاقتیه
همه لحظه هاش برای من پر از خستگیه
توی پیچ و تاب جاده اسم تو ترانه ای بود روی لبهام
یاد تو بهانه ای بود توی شبهام
بودنت یه حس زیبا ، که نمی شه دیگه تکرار
بی تو بودن مثل پاییز ، مثل یک قاب شکسته روی دیوار .
فرشته ی ناز من
فرشته ی نازمنی
خوشکل و دلدار منی
اسیر دو چشمونت منم
می دونم که باور نداری
می گم دلت از سنگ شده
نگو که بی وفا شد ی
می خوام دست شبو بگیرم
برم رو سینش بشینم
که شاید بشم ستاره چشات
اونوقت بیفتم تو نگات
با چشات نگام کنی
هر جا که باشم
تو منوصداکنی


چه غمگينه فصل خزون جدايي
چه سخته تو جاده غريبونه رفتن
غم هجرت رو با دل سايه گفتن
چه سخته چه سخته
تن سرد آفتاب رو ديدن
رو خط غروب، بي تو تا شب رسيدن
براي گسستن از اين آشنايي
فقط انتظار و فقط ره سپردن
شكست دل و جا گذاشتن، نبردن
دله تنگم از اين سفر بي تو خسته ست
تو غربت دل اسمون هم شكسته ست
تو اين جاده سخت، اين راه تاريك
به هرجا بري، دوريه با تو نزديك
نه پايان نه آغاز
نه اول نه آخر
واسه گريه من
نه دامن نه بستر
چه سخته تو جاده غريبونه رفتن
غم هجرت رو با دل سايه گفتن
چه سخته چه سخته
تن سرد آفتاب رو ديدن
رو خط غروب، بي تو تا شب رسيدن
چه غمگينه فصل خزون جدايي
براي گسستن از اين آشنايي
من و تو همسفر کوچه عشقیم...